عبد الحسين نوايى

178

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

براى روشن شدن اشكالاتى كه دولت اول و دولت دوم مستوفى الممالك با آنها روبرو بود قبلا به نحو اختصار شمه‌اى ذكر مىكنيم تا خوانندگان بدانند كه كشور ما چه مراحل خطرناكى را پيموده و سياستهاى خشن خارجى تا چه‌اندازه دست و پاى ما را هميشه در پوست گردو گذاشته است . در شيراز چنان كه خوانندگان مىدانند از ديرباز رقابت دو خانوادهء قوام - الملك و اسمعيل خان صولة الدولهء قشقائى برجا بود و اختلاف اين‌دو كه هريك تقريبا نيمى از قدرت مادى و معنوى خطهء فارس را در اختيار داشتند تا چه‌اندازه شديد و براى مردم تا چه حدى زيان‌آور بود . حكمرانان شيراز هميشه با مخالفت يكى از اين‌دو مواجه مىشدند و بالنتيجه با مغلوبيت كامل از مأموريت خود دست مىكشيدند . در هنگام كار كابينهء مستوفى الممالك ، شاهزاده عزيز الله ميرزا ظفر السلطنه كه حكمران شيراز بود ، بر اثر همين كارشكنىها و اختلافات ، از مأموريت خود صرف نظر كرد . خطهء فارس بىحاكم مانده بود و چون قوام الملك نايب الحكومهء فارس در شيراز بود ، افراد ايل قشقائى شيراز را محاصره كردند و رئيس ايل قشقائى صولة - الدوله در نزديكى شيراز اردو زد و طرفدارانش نصير الملك و بهاء السلطنه از شهر خارج شدند و بلافاصله بر اثر تحريكات آنان مردم به دار الحكومه ريخته و ادارهء عدليه را غارت كردند و سپس به بهانهء اين‌كه دخترى را يهوديان كشته‌اند به محلهء آنان هجوم نموده سراسر آن محله را غارت نمودند و چندين نفر از يهوديان را به قتل آوردند . به‌طورىكه كليهء مردم آن محله از هستى ساقط شدند و نايب قونسول انگليس در شيراز ، مستر اسمارت ، دفتر اعانه‌اى براى كمك به يهوديان از هستى ساقط شده باز نمود . قوام الملك خود نيز مورد تهديد شورشيان قرار گرفت . ولى توانست خود را در مقابل خطر محفوظ نگهدارد . اين وضع تنها مربوط به شيراز نبود . در بوشهر نيز تحريكات صولة الدوله